خرید بک لینک
نگاهـم کن ای عشــق دیرین مــن .. نگاهم که کردی دلم پر گرفت دلم غربت زنگ آخر گرفتنگاهم که کردی سکوتم شکست درون دلم عشق گویی نشستنگاهم که کردی زمان صبر کرد دل آســـــمان را پر از ابر کردو بعد از نگاه تو باران گرفت و عشقی درون تنم جان گرفتنگاهم کن و باز با من بمان تو حرف دل بی کسم را بخواننگاهم کن ای زندگی بخش من نگاهم کن ای عشق دیرین من

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 0:54

میلاد تو

طلوع نور، در قلبی مه گرفته بود ،نفسی گرم در فضای سرد و غریب

تــولــدت مـبـارک

گلی شکفته در تابستان تا حکم بهار را به این فصل گرم ببخشد
تولد یک شعر دلنشین شعری در واژه های واژه های نگاهت

و در قافیه های کلامت تا مرا بیش از بیش با تو عجین کند
تولدت مبارک زیباترین همدم و همراه همیشگی من

دووستت دارم از صمیم قلبم

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 0:54

یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشستعشق آن شب مست مستش کرده بودفارغ از جام الستش کرده بودسجده ای زد بر لب درگاه اوپر ز لیلا شد دل پر آه اوگفت یا رب از چه خوارم کرده ایبر صلیب عشق دارم کرده ایجام لیلا را به دستم داده ایوندر این بازی شکستم داده اینشتر عشقش به جانم می زنیدردم از لیلاست آنم می زنیخسته ام زین عشق، دل خونم مکنمن که مجنونم تو مجنونم مکنمرد این بازیچه دیگر نیستماین تو و لیلای تو … من نیستمگفت: ای دیوانه لیلایت منمدر رگ پنهان و پیدایت منمسال ها با جور لیلا ساختیمن کنارت بود

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 0:54

صفحه بندی