نگاهـم کن ای عشــق دیرین مــن .. نگاهم که کردی دلم پر گرفت دلم غربت زنگ آخر گرفتنگاهم که کردی سکوتم شکست درون دلم عشق گویی نشستنگاهم که کردی زمان صبر کرد دل آســـــمان را پر از ابر کردو بعد از نگاه تو باران گرفت و عشقی درون تنم جان گرفتنگاهم کن و باز با من بمان تو حرف دل بی کسم را بخواننگاهم کن ای زندگی بخش من نگاهم کن ای عشق دیرین من
برچسب:
نویسنده: دانیال باقریان

میلاد تو
طلوع نور، در قلبی مه گرفته بود ،نفسی گرم در فضای سرد و غریب
گلی شکفته در تابستان تا حکم بهار را به این فصل گرم ببخشد
تولد یک شعر دلنشین شعری در واژه های واژه های نگاهت
و در قافیه های کلامت تا مرا بیش از بیش با تو عجین کند
تولدت مبارک زیباترین همدم و همراه همیشگی من
دووستت دارم از صمیم قلبم
برچسب:
نویسنده: دانیال باقریان
برچسب:
نویسنده: دانیال باقریان